تخته سنگ
درزمانهای گذشته سلطانی تخته سنگی رادروسط جاده قراردادوبرای این که عکس العمل مردم راببیندخودش رادرجایی مخفی کرد.
بعضی ازبازرگانان وندیمان ثروتمندسلطان،بی تفاوت ازکنارتخته سنگ می گذشتند.بسیاری هم غرولندمیکردند که این چه شهریست که نظم ندارد.حاکم این شهرعجب مردبی عرضه ای است و....
باوجود این هیچکس تخته سنگ را ازوسط برنمیدا شت.
نزدیک غروب،یک روستایی که پشتش بارمیوه وسبزیجات بود،نزدیک سنگ شد.بارهایش رازمین گذاشت وباهرزحمتی بودتخته سنگ راازوسط جاده برداشت وان را کناری قرارداد.ناگهان کیسه ای را دیدکه زیر تخته سنگ قرارداده شده بود،کیسه رابازکردوداخل ان سکه های طلا ویک یادداشت پیداکرد.
سلطان دران یادداشت نوشته بود:هرسدومانعی میتواند یک شانس برای تغییرزندگی انسان باشد
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۸۶ ساعت 11:5 توسط مجید.م
|



